سيف بن محمد سيفى هروى
82
پيراسته تاريخنامه هرات ( فارسى )
و مسعود شمس الدين حاجى و ابو بكر ديباجى سپردند ، و مال بسيار از رعيت بديشان رسيد و به هنگام مراجعت شهاب الدين زره [ اى ] تحف بسيار بديشان داد . [ 340 ] 57 . نيكويى حال خلق هرات چون شهور ثلاث و سبعين و ستمايه ( 673 ) درآمد ، در اين سال خلق هرات در امن و راحت روزگار [ سپرى ] كردند و از شاه ابقا و شاهزاده تبسين اقول زحمتى بديشان نرسيد . نعمت فراوان و نرخها ارزان شد . 58 . ايلچى فرستادن ابقا نزد ملك شمس الدين چون شهور اربع و سبعين و ستمايه ( 674 ) درآمد ، در اين سال ايلچى با يرليغ و پاييزه و خلعت ، از پيش پادشاه ابقا به خيسار آمد . ملك او را به اكرام هرچه تمامتر بنواخت . بعد از دو روز ايلچى يرليغ پادشاه ابقا را بخواند . نوشته بود كه ملك معظم شمس الدين كرد [ كذا ] بداند كه ما را دربارهء او التفاوت و دلبستگى تمام است . در اين مدت چند كرت به برادر اعز تبسين يرليغ فرستادهايم تا او را از آن جايگاه منيع - كه مساكن پلنگان و شيران است و آشيان كركس و عقاب - به هرات استدعا كند . اكنون مىبايد [ 341 ] بىتردّدى به هرات رود ، و آن سرحد را تا قصاراى افغانستان و حدود شبورغان و آموى آبادان گرداند و در آخر [ 342 ] جهت تسلّى خاطر ملك شمس الدين سوگندى نوشته كه گزندى از ما به دو نخواهد رسيد . بعد از آنكه يرليغ تمام خوانده شد ، خلعت گرانمايه به ملك شمس الدين داد و كمر مرصع گوهر نگار بر ميان او بست و شمشير مصرى هندى كردار [ 343 ] به دو سپرد . 59 . رفتن ملك شمس الدين به عراق چون شهور سنه خمس و سبعين و ستمايه ( 675 ) درآمد ، در اين سال ملك شمس الدين از قلعهء خيسار به خطهء هرات نزول فرمود . حكام و ولاة انام از خاص و عام [ 344 ] به خدمت شتافتند ، و نفايس جواهر و جامهاء فاخر و اسبان تازىنژاد و اسلحهء غريب پيش كشيد [ ند ] . ملك شمس الدين گفت كه مرا عزيمت سفر عراق است . از تحف و غرايبى كه شما را دست دهد ، حاضر گردانيد ، تا بعد از چندسال پيش پادشاه ابقا روم و حكايتى و سعايتى كه غرض